خرید بک لینک
چند باری توی کتابخونه و این روزها توی هیات میبینمش، اولین چیزی که توجهم رو جلب کرد چشم ها بودن. نه زیبایی چشم ها! که البته زیبا هم هستن اما نگاه تیره ی سرشار از شعف و شرم حرف های دیگه ایی برای گفتن داره...اینقدر شیرینی و ملاحت در صورت ماهش بود که هر بار چند دقیقه ایی به فکر فرو میرفتم و تصویر لبخندش زنده در قلبم تاب میخورد... امشب داستان زندگیش رو ضمن زمزمه های جاری روضه از کسی شنیدم و حالا از سختی و غمی که این دختر باهاش رو به روعه در بهت و حیرت یک گوشه خیره به هیچ کجا نشستم. باید میدونستم عمق و زیبایی اون چشم هابه انتهای شب تکیه داره، باید میدونستم..

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 23 تير 1403 ساعت: 15:13

حقیقتا دیدن فراموشکاری بعضی از هموطنان در به یاد آوردن فجایع دولت روحانی، به آدم میل محو شدن در افق رو میده.

و همینطور عدم توانایی قیاس عملکرد دولت ها.

گاهی برام سوال پیش میاد که در زندگی عادی، در بدست آوردن موقعیت ها و دوری از ناملایمات چطور عمل میکنن؟؟

نکته ی روانشناسی مسئله اینه که ذهن انسان تحت مدیریت احساسات، عملکرد متفاوتی داره نسبت به زمانی که تحت مدیریت عقل در تعادله...

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 19:50

 چند هفته پیش بود که خانه تکانی کردم و کلی سی.دی از دوران نوجوانی پیدا شد. با مرور خاطرات همه را توی کیسه ای چپاندم که دور بریزم. بعد از خانه تکانی مرکز که رفتم متوجه شدم یکی از بیماران طبقه بالا تلویزیون اختصاصی، دستگاه DVD/VCD پلیر دارد. کلی متعجب شدم. از لیست فیلم هایش که پرسیدم گفت: توروخدا میتونی برام فیلم بیاری؟ و ذهن اتصال دهنده ی من هم رفت روی تصاویر انبوه سی دی های جمع شده گوشه اتاق. خنده ام گرفت از این تقارن و همزمانی. گفتم ببینم چه میشود! این هفته که سی.دی ها را برایش بردم کلی ذوق کرد و دست زد. اول اینکه باورش نمیشد راست گفته باشم. دوم اینکه از حجم فیلم ها چشم هایش گرد شده بود. با تعجب پرسید اینها همه ش مجازه؟ گفتم بله و اکثرن هم اورجینال...گل از گلش شکفت. در حین جابه جایی سی دی ها بود که دیدم تلویزیونش برنامه انتخاباتی پخش میکند. خندیدم و گفتم شما هم انتخابات رو دنبال میکنی؟ گفت بله!  پرسید شما چطور؟ خندیدم و گفتم خب آره منم دنبال میکنم. دستانش را به هم کوبید و گفت یالا بگو طرفدار کی هستی؟! خندیدم و گفتم اول خودت بگو  لبخند کشداری زد و دستش را به سمت تصویر قالیباف دراز کرد. پرسیدم حالا چرا قالیباف؟  با دهنش صدایی درآورد و گفت عششششق منه و سریع ادامه داد زود باش بگو نوبت توئه... در حال مزه مزه کردن حرف در دهانم که نظر انتخاباتی من برای معلول اعصاب و روان ناخوشایند خواهد بود یا نه چنین مکالمات روزمره ایی از تنش اعصابش کم میکند و به او حس بودن میدهد گفتم خب منم طرفدار جلیلی ام. صورتش را کج کرد به حالتی که برایم افسوس میخورد و گفت نه! فقط قالیباف و دوباره رفت سر وقت گشتن بین سی.دی ها. یاد آگنس مادر نویل لانگ باتم توی کتاب هری

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 19:50

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: سه شنبه 19 تير 1403 ساعت: 19:50

از بیمار ساعت ۹، میپرسم به کی رای میدید ؟

میگه نمیدونم! هنوز تصمیمی نگرفتم به هر کسی به جز محمدی و پزشکیان...

روز خوبی رو شروع کردم

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 9 تير 1403 ساعت: 17:08

شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:

<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: شنبه 9 تير 1403 ساعت: 17:08

مناظرات رو خیلی نگاه نمیکنم اما همون دقایقی که بعد از زمان کار پای تلویزیون میشینم برام جالبه و جالب تر از اون واکنش افراد به اتفاقات مناظره مثلا یک نفر به نظرش رفتار نماینده ی الف نشانه ی بی اخلاقیه و یک نفر دیگه رفتار نماینده الف رو ملاک حق خواهی و اعتراض به سیستم موجود میدونه. و معمولا وقتی سوال بپرسم که شاخصتون چیه در ارزیابی رفتار، جواب خاصی ندارن و حب و بغض شخصی جهت گیری هاشون رو تعیین میکنه. برای مثال من اگه دختر همسایه مون رو دوست داشته باشم و برامون آش نذری بیاره با خودم میگم قریون دست و پنجه ش و اگه از دختر همسایه مکدر باشم و برامون آش بیاره میگم وا! معلوم نیست با این خود شیرینی ها قراره به کجا برسه!!! وقت سیستم تصمیم گیری و قوه ی عقل انسان قوی و پاک نباشه در تشخیص و تصمیم دچار مشکل میشه. حالا پاک شدن و قوی شدن قوه ی تصمیم گیری چطور بدست میاد؟ اینکه انسان در طول زندگی تقوا پیشه کنه، قلبش رو از گناه پاک کنه. برای مثال در مورد دیگران شک بیجا نداشته باشه، عادت به غیبت نداشته باشه، عادت به قضاوت نادرست نکنه مخصوصا وقت هایی که خودش ضرر میکنه. مثال بزنم دوباره. فرض کنید با فردی به عنوان نامزد محرم شدید و قراره ازدواج کنید و چیز بدی از ایشون میبینید و جدا میشید. بعد ها کسی پیش شما از بدی ایشون میگه شما میتونید بر اساس کدورت قبلی قضاوت کنید و بگید خدا ازش نگذره همیشه همینطور بود یا اینکه در ذهن خودتون بگید اون فرد یکبار خطا کرد، ممکنه توبه کرده باشه یا ممکنه بدتر شده باشه در هر صورت من نمیدونم و اجازه ندارم پشت سرش غیبت کنم و حتی در ذهنم ظن و گمان بد ببرم. تمام. همین اتفاقات کوچولو و عادات ریز در طول زندگی سیستم تشخیصی ما رو در جهت سلامت یا در جهت بیماری فکر شکل میده

برچسب: نویسنده: سارا عابدی تاريخ: يکشنبه 3 تير 1403 ساعت: 14:57

صفحه بندی